
ديشب كه تو ساختمون هلال احمر بوديم با علي كه از بچه هاي هلال احمر بود رفتيم سيم كولر رو براشون درست كردم و بعد دور كولر باز بود پشه و جيرجيرك و... ميومد داخل رفتيم براشون درستش كردم و شام رو درست كرديم و آخر شب رفتيم تو حياط يه دوش آب سرد گرفتيم و اومديم براي خوابيدن تا صبح چند باري بيدار شدم و كولر رو خاكوش ميكردم و روشن ميكردم براي خودم مشغول بودم يا سرد سرد بود يا گرم...
ادامه مطلب
شب رو تو برازجان بوديم و بخاطر گرمايي زياد هوا تصميم گرفتيم شب رو زودتر بخوابيم و تا ساعت٣ صبح حركت كنيم و ٦٠ كيلومتر آخر هم بريم رفتيم داخل برازجان يه دوري زديم و يه بستني خورديم كه نميشه اسمش رو بستني گذاشت.برگشتيم تو نماز خونه هلال احمر وسايل رو جمع كرديم تا حاظر باشه براي صبح كه بيدار شديم بريم.حدود ساعت ١٠ شب بود كه خوابيديم و ساعت ٣ صبح بيدار شديم تا وسايل رو بستيم رو دوچرخه و دست و صورت رو شستيم و زديم بيرون ساعت ٣:٣٠ صبح بودش كه حركت كرديم خيابونا...
ادامه مطلب